يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

148

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

گاه ساخته حوالى دهلي را « 1 » خراب ميكرد - ابو بكر شه را خبر شد - ملك شاهين عماد الملك با چهار هزار سوار و پيادگان و بندگان « 2 » بىشمار طرف پانى پته نامزد كرد - در موضع نسمينه « 3 » حوالى پاني پته مذكور ميان هر دو لشكر مصاف شد - لشكر ابو بكر شه را خداى تعالى فتح بخشيد « 4 » - لشكر شهزاده منهزم شده سمت سامانه مراجعت كرد - خيمه و رخت و بنگاه به تمام بر دست ايشان آمد - الغرض چون لشكرهاى دهلي را هربار از فيض ربّاني فتح و نصرت روي ميداد - سلطان محمد و لشكر او را طاقت مقاومت نماند - و « 5 » بدين سبب ضعيف‌دل گشت - فامّا امرا و ملوك و حشم و خدم « 6 » و رعيت بلاد ممالك كلّا و جملة « 7 » با سلطان موافق بودند - ابو بكر شه نميتوانست كه شهر را خالي گذاشته تعاقب كند - در ماه جمادى الاول سنة المذكور ابو بكر شه لشكر ساخته كرده سمت جتيسر « 8 » سوارى كرد - بيست كروهي از شهر نزول كرده بود - و سلطان را ازين حال « 9 » خبر شد - لشكر و و بنگاه همه « 10 » در جتيسر گذاشت - با چهار هزار سوار جرّاره قصد دهلي كرد « 11 » - بعضى بندگان كه براى محافظت در شهر مانده بودند در دروازهء بداؤن مقدارى جنگ حصاري « 12 » كردند - چون در دروازه آتش زدند بندگان مذكور « 13 » منهزم شدند - سلطان هم از راه دروازهء مذكور درون « 14 » شهر درآمد - و در كوشك همايون نزول فرمود - خلق شهر از وضيع و شريف و بازارى « 15 » به تمام

--> ( 1 ) M . حوالي دهلي كه خراب ( 2 ) M . سوار و بندگان پياده بىشمار ( 3 ) بسيه and I . به سينه M . ( 4 ) B . فتحياب بخشيد ( 5 ) B . نماند بدين سبب ( 6 ) M . حشم و رعيت ( 7 ) M . كلا و جملا B . كلا او جملة M . ( 8 ) M . جتيرا ( 9 ) M . ازين حال علم شد ( 10 ) B . omits همه ( 11 ) M . دهلي آمد ( 12 ) M . حصاري شده كردند ( 13 ) B . omits مذكور ( 14 ) M . مذكور در شهر ( 15 ) M . بازار به تمام